ميرزا محمد على وفا زواره اى

73

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

همدم 33 اسمش ميرزا محمّد على خلف الصدق ميرزا محمّد رضى علاء الملكى سمنانى است . از جمله اعاظم نجباى آن ديار است . بنا بر ظهور استعداد و قابليت ، در حضرت سپهر مرتبت ، شاهزادهء آزاده - محمّد ولى ميرزا - 34 در كمال اعزاز و به منصب بلند انشاد و منادمت از همگنان ممتاز بود . بديع المقال و سريع الخيال است . چون شعر شعرى شعارش ، درارى سپهر فصاحت است و نثر نثره آثارش ، نجوم فلك بلاغت ، حسب الامر رساله‌اى مسمى به « بدائع الوقائع » مىنگارد و عبارات متين و اشعار رنگين ، به سياق تاريخ معجم ، مرقوم آرد كه بر كمال سلامت طبع و رزانت راى و نهايت دانشمندى ايشان ، دلالت تمام دارد . در اين اوان سعادت نشان كه حسب الامر شاهزادهء آزاده ، معظّم اليه در اصفهان خلد بنيان « 1 » به خدمت مزبور ، مشغول « 2 » است ، حقير را نعمت لقاى بهجت افزايش ، حاصل و به سرور گوناگون متواصل آمد . پس از اطلاعش بر تدوين اين مدايح ، جناب مستطاب - قدوة الايام و مقتدى الانام - را به قصيده‌اى ستود و مراتب ارادت خود را به آن جناب ظاهر نمود . منتخب آن قصيده ثبت شد . و هى هذه قصيدة : مصوّرى كه به جسم جهانيان جان داد * به جان اهلِ دل از مهر ، عشق جانان داد مقدّرى كه به ايجاد خلق فرمان داد * به غنچه ، خنده و بر عندليب ، افغان داد سرير ملك به يوسف ، مشيتش بخشيد * مقام كلبهء احزان به پير كنعان داد به هرچه مصلحت و حكمتش تقاضا كرد * به كاينات ، ز راهِ كمالِ احسان داد به عاشقانِ جگر ريش ، سينه صد چاك * به شاهدانِ جفاكيش ، تير مژگان داد به خسروانِ جهان ، نظم مِلك و مُلك آموخت * به غازيان زمان ، ضبط دين و ايمان داد

--> ( 1 ) - نشان ( 2 ) - مأمور